تبليغاتX
 بهار پاییزی

اره خودت می شناسی عشق مثل جیش کردنه مگه نه ..........

نمی دونم چی میشه گفت؟؟

ولی من وبلاگتو باز کردم ادرس اشتباه بودیه بار دیگه بفرست؟

 من دروغ رو سالهاست که یاد گرفتم

تو هنوز نفهمیدی با من بودن یعنی دروغ

دروغ منم

یه توحم

یه ناکجا اباد که خودشم مدت هاست گم شده

من به درد هیچ ابراهه ای نخوردم چون کلوخی خشنم

پس رهایی یه سرچشمه پاک بهتر از گیر کردن بین کلوخه

که نزاره راه خودشو پیش بره

همه ادم ها هم خودشون می فهمند که جفتشون می تونه چقدر باهاشون

تفاوت داشته باشه

من رویای شب هات هستم

نه جفت امروزت

می شه فراموش کرد

 خوابتو دیدم چقدر پریشون بودی چقدر گریه کردم!!یادمه داشتم التماست

می کردم چراشو نمی دونم منو ببخش

کاش عمقش گفتنی بود

من از خودم و روزهایی که خودم ساختم می ترسم

پس به این دروغ گو رهایی بده

چون این همونیه که اولین بود

دروغ اولین بزار اخرین باشه

این دروغ داره بازم دروغ می گه

فقط منو ببخش

فقط همین

منو ببخش

تو بهتر از من می دونی که هیچی به اندازه شکست نمی شه

پس شکست نیاز من

من و ببخش

عشق دخترا و پسرها همیشه با هم فرق داشته

عشق پسر ها مثل یه فواره می ره و می یاد

عشق دخترامثل یه موج که جوشش می گیره ولی همیشه خودشو

با حسرت به روزگار نشون می ده

خانم دکتر فردوسی

- آنقدر رسم وفا مرده ،

 که ترسم لیلی روزی اگر زنده شود یادی از مجنون نکند.


 

نوشته شده توسط bahar در 86/11/30 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت


من این جا رفتم بیاین ها نامرد نشین

http://sepid18.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط bahar در 86/11/21 ساعت 9 موضوع | لینک ثابت


تسلیت

توبه به لب.سبحه به کف

دل پر از شوق گناه

معصیت را خنده می آیند استغفار ما

گاهی وقتا از اون چیزی که لذت می بریم توبه می کنیم ولی غافل از این که خدا اون

توبه ای رو قبول داره که ازش دیگه لذت نبریم کی می خوایم ادم بشیم؟ آسمون و زمین

به شکوه اومدن .

حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند.

دکترشریعتی


 

نوشته شده توسط bahar در 86/10/27 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


 

گفتم عکس لباس عروسی مو بزارم حالشو ببرین


 

نوشته شده توسط bahar در 86/10/22 ساعت 11 موضوع | لینک ثابت


بیایین شوک شویم

دلم طاقت نیورد نیام نگم

اقا یه اتفاق جالب مسخره

اقا ما رفته بودیم بیرون دل زنی و برف بازی با دوستم ها

بعد یه از این هیئت جدیدا اومدن داشتم اول محرمو با تبل اعلام می کردن

بعدش توش پر اقای پسر بود

اقا یه زنه بدی اومد جلو گفت خجالت نمی کشین این پسرا رو توی این روز

نشستین تماشا می کنین

و ما مات و مبهوت مونده بودیم به مولا اگه فکر این پسر دیدن ها یه لحظه

به مخمون خطور کرده بود نکرده بود

این زنه خودش از ما خلاف تر بود مفت زر می زد

و ما رفتیم

و تاسف به حال زنک کاری بیش نبود

بیایین نکنیم این عقده بازی ها رو من الان تو شو کم ؟؟؟؟

 


 

نوشته شده توسط bahar در 86/10/21 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت


یه عصا ۱۰۰۰ بار میخوره زمین تا صاحبش زمین نخوره, عصاتم رفیق !

سلام

پوستم کنده شده از بس که درس خوندم  فکر می کنم دارم شیزوفرنی می گیرم

شاید به خاطر سریال های خل وچلی جدیده ؟؟ فکر می کنم کمی هم افسردگی گرفتم ؟؟

 

هر روز درس بخون فردا تعطیل امتحان منحل منهل مونهل مونحل نمی دونم کدومش درسته ؟

خب ممنون بابت نظراتتون

توی این مدت زیاد از خونه نرفتم بیرون دختر خوبی بودم دنبال حاشیه نبودم دیگه هم شوفاژ

اتاقمو بوس نکردم تا لبم تب دار بشه اخه یکی سوال کرده بود من کی رو بوس می کنم

لبم تبدار می شه ؟ من عادت دارم ببخشید همیشه خواهرم بابت این کار یه عالمه مسخرم

می کنه چون فکر می کنه شاید من دیووووونه ام

و من دوست دارم از دست دیگرون بگیرم چون همه چیز های بخشیدنی زیباست

بی خیال

چند وقت پیش یه جایی شنیدم :

هر گاه عشق را به کسی تعارف کردیم     از نمره انضباطمان کم کردند


 

نوشته شده توسط bahar در 86/10/20 ساعت 21 موضوع | لینک ثابت


ککبیر ممنون بابت کیکت

خب دوست دارم بپوشم .انجامش بدم .دوسش دارم .می خوامش به کسی ..........

دوست دارم بین حرف دیگرون بپرم

اره اقا دوست دارم

دوست دارم برقصم تا ساعت ها دور خودم بچرخم

دوست دارم تو خیابون بخندم دوست دارم مسخره کنم کسایی که دوست دارن مسخرشون کنم

اقا جون دوست دارم زبونم ودر بیارم دوست دارم بوسش کنم خب داغ باشه ولی لب ادم تب دار

می شه یاد بچگی ها موقعی که بهت تکیه کردم

عجب دیوار کجی بود

دوست داشتم دستمو ببرم جلو ازش بگیرم

اره اقا دوست داشتم اشتباه کنم دوست داشتم تا لب پرتگاه مرگ برم به کسی مربوط نمی باشد

بولوتوثم روشن بود فش داد منم رفتم جلو زدم تو صورتش گفتم مرتیکه من دخترم !!!!!!!!!!

اگه من بچگی می کنم به این معنا نیست دختر بدیم جلف و لشم

دوست دارم

شما هم می تونید دوست داشته باشین؟؟؟؟؟؟

 


 

نوشته شده توسط bahar در 86/09/30 ساعت 13 موضوع | لینک ثابت


تولدمه ها

تبریک نمی گین

قبلش یه عالمه گریه کردم اخه دلم سوخت که موهای نازمو کوتاه کردم هنوز اشکم داره

می یاد ولی اشکال نداره مهم اینه که دوباره بلند می شه تازشم این جا داره بارون می یاد

عاشقشم بارون رو می گم دو ساعت داشتم دو نه هاشو می شماردم ولی از دستم دررفت

شمع های تولدم رو به امید بی امیدی فوت می کنم

یاد همه دوستان گل هستم !!!!

 

خیلی دنبال یه عکس کیک تولد گشتم نبود بخشید فکر کنید این جا یه عکس کیکه

راستی کیک تولدم رو هم خودم پختم ها............ پیداست که چه زرنگم

 


 

نوشته شده توسط bahar در 86/09/17 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت


در نگاه کساني که پرواز را نمي فهمند هرچه بيشتر اوج بگيري کوچکتر خواهي شد

ازاین که شما هستین ممنون اره دوستان وبلاگ رو می گم همه پیغام بد خواه مد خواه دادن

ولی من خودم دفاع شخصی کار می کنم بلدم یه چیزایی واقعا از هم دلی تون ممنون!

ولی اگه برام دعا کنید ممنون می شم درد شاید چند روز دیگه

من و از پا در بیاره

شما با دعا تون کمکن کنید

من می رم ولی باز تو بدون همیشه

یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه

گل من خوب می دونی بی توتک و تنهام

 

 

 


 

نوشته شده توسط bahar در 86/09/13 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت


فکر من

ثبوت شخصیت

ناراحت کننده بود گاهی هم گریه آور

صحنه های تکان دهنده شدید

من خجالت کشیدم

از نیشخند بین دخترا و پسرا یا قیافه ها

من ترسیدم

از دور نمای دختری که تا دیروز با نقاب صورت سر کلاس بود

من می رم

از بین کسانی که نمی فهمند که گاهی ادم های اطرافشون فهمیدنشون با اون ها فرق می کنه

این جا جای چه کسانی است

سجده هایم شده فکر !!!!!!

راهی نجاتی نیست


 

نوشته شده توسط bahar در 86/09/06 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت